ای گل شادی کاش بیایی
تا بشکوفد جان و جهانم
گاه که باشی، باغ و بهارم
گاه نباشی، خشک و خزانم
صورت سنبل، نغمه بلبل
هر نفست گل روح و روانم
جز تو کسی را دوست ندارم
عشق تو جاریست در شریانم
همسفرم شو تا دل دریا
رود بلندم در جریانم
دل به دلم ده، لب به لبم نه
از غم عالم باز رهانم
یا که غروبی در دل کوهی
پیش تو باشم شعر بخوانم...
اردیبهشت ۹۷
تو نزدیکی و من دورم، چه حالی!
تو را میبینم و خوابی محالی!
تو آن رویای سرو سربلندی
که در ذهن زلال هر نهالی
تهران - ۲ اردیبهشت